سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
قاضی عادل

باسمه تعالی 

سرزمین فلسطین زمین های حاصل خیزی داشت. مالکان بسیاری از این زمین ها مقیم خود فلسطین نبودند. پس از صدور حکم قیمومیت اولین کاری که یهودیان کردند تأسیس صندوق ملی یهود بود. وظیفه اصلی این صندوق خریداری زمین هایی بود که مالکان آنها مقیم فلسطین نیستند.

پس از مدتی که زمین های بسیاری توسط یهودیان خریداری شد اعراب فلسطین متوجه شدند که این خریدها با برنامه است لذا بین خود متعهد شدند که دیگر هیچ کس حق فروش زمین به یهودیان را ندارد. خود این تعهد تنش زا بود زیرا بسیاری از مالکان به پول زمین نیاز داشتند. بدین ترتیب فلسطینی که هنوز حکومت ندارد اولین اختلافات جدی داخلی را تجربه می کرد.

خرید زمین تا جنگ جهانی دوم ادامه داشت. در جنگ جهانی دوم که نازی ها عرصه را برای زندگی یهودیان در اروپا تنگ کرده بودند، یهودیان مجبور شدند به فلسطین مهاجرت کنند. پس از مهاجرت به فلسطین و سکونت در زمینهای خریداری شده، اقدام به غصب باقی زمینها کردند.

این ماجرا تا سال 1947 ادامه داشت تا جایی که شبهه نظامیان اسرائیلی با نیروهای رسمی انگلیسی درگیر شدند. در این سال دولت انگلیس اعلام می کند که دیگر حکم قیمومیت را نمیتواند اجرا کند لذا موضوع را به سازمان ملل ارجاع می دهد.

در سازمان ملل دو نظر وجود داشت: یک نظر این بود که باید در فلسطین یک دولت فدرال ایجاد شود و یهودیان با اعراب تحت حکومت این دولت قرار بگیرند.(نظر اقلیت)

نظر  دیگر این بود که سرزمین فلسطین  و اسرائیل از یکدیگر جدا شوند.(نظر اکثریت)

در سال 1948 قطعنامه 181 به تصویب مجمع عمومی می رسد و سرزمین فلسطین به دو بخش تقسیم می شود.در این سال 70% کل جمعیت ساکن در منطقه اعرابند(فلسطینی) و 30% صهیونیست ها هستند در حالی که به لحاظ تصرف سرزمینی صهیونیست ها تنها 10% کل مساحت را در اختیار داشتند. ولی در قطعنامه سازمان ملل 45% در اختیار اعراب قرار گرفت و 55% به یهودیان تعلق گرفت و قرار شد هر کدام در سرزمین متعلق به خود حکومت تشکیل دهند. فلسطینان در اعتراض به قطعنامه ی سازمان در سرزمینی که در اختیارشان بود (45%) دولتی تشکیل نمی دهند.

فلسطینیان که از سازمان ملل ناامید شده بودند تصمیم گرفتند با اسرائیل مبارزه کنند. از طرفی چون فلسطین قطع نامه  181 را قبول نکرد اسرائیل هم به نقض آن پرداخت و شروع به اشغال گری نظامی کرد تا جایی که زمین های تحت تصرف اسرائیل طی گذشت یک سال از صدور قطعنامه به حدود 80% رسید.

با مشاهده ی این وضعیت دولت مصر نوار غزه را اشغال می کند و دولت اردن هم کرانه ی باختری رود اردن را به تصرف خود درمی آورد. این کار سبب می شود بین اسرائیل و اعراب خط سبزی کشیده شود و قطع نامه ی صلحی امضا شود.

این صلح تا سال 1967 ادامه داشت تا این که در این سال جنگ 6 روزه ی اعراب و اسرائیل اتفاق افتاد. در این جنگ اسرائیل بلندی های جولان، صحرای سینا و نیز 20% باقیمانده از خاک فلسطین را به اشغال خود در می آورد.

در سال 1967 قطع نامه ی 242 صادر می شود. در این قطع نامه اسرائیل محکوم می شود اما فقط اسرائیل را به خروج از سرزمین های اشغال شده در جنگ اخیر ملزم می کند. و به این صورت باقی اشغال گری های اسرائیل مورد تایید قرار می گیرد.به عبارت دیگر تنها همین 20% اخیر متعلق به فلسطین است (این آخرین مرز بین فلسطین و اسرائیل است که مورد قبول سازمان ملل قرار دارد). تمام مذاکرات کنونی نیز حول همین 20% است. البته حدود 7% این قسمت توسط شهرک های صهیونیست نشین اشغال شده است.

در حال حاضر به لحاظ حقوقی (البته حقوق بین الملل) فلسطین سرزمین اشغال شده محسوب می شود (مانند عراق) و حاکمیت سرزمین اشغالی هیچ گاه به اشغال گر منتقل نمی شود. به همین خاطر اسرائیل می خواهد از طرفی کشور فلسطین تشکیل شود و از طرف دیگر می خواهد تکلیف شهرک ها هم مشخص شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت: مطالب بالا صرفا از نظر حقوق بین الملل تحلیل شده است.



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  شنبه 88/1/29ساعت  6:59 عصر  توسط مصطفی رازقندی 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    چند نظر در مورد فعالیت اجتماعی زنان؛
    تحلیل حقوقی حاکمیت سرزمین فلسطین (قسمت دو از دو )
    غدیر ثانی
    تحلیل حقوقی حاکمیت سرزمین فلسطین (قسمت یک از دو )
    دو نکته در مورد دولت نهم
    نگاهی به نامه نگاری دو سخنگو
    گلی به گوشه ی جمال دادستان
    دو نکته در مورد لایحه ی حمایت از خانواده
    شرکت کوکاکولا
    تناقضات